روزهای آخرگذشت

زندگی غریبه... خیلی غریب نمی تونم بخندم نمی تونم شاد باشم اصلا نمی فهمم چرا ... اصلا درک نمی کنم نمی تونم سرمو بالا بگیرم ... سخت شده همه چیز سخت شده ... 

تاریخ ارسال: یکشنبه 9 شهریور 1393 ساعت 10:13 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 1 نظر