X
تبلیغات
رایتل

روزهای آخرگذشت

یا ایام

روزگاری عجیبیه ....

وقتی می شینم نوشته های قبل رو می خونم و یادم می افته چه گذشته خودم هم می مونم چرا .. به اینجا کشیده شده ......

امروز اتفاق عجیبی افتاد ... خاطر های کهنه به اندازه 5 سال زنده شد ....... خاطره ای به وسعت این 5 سال این چند وقته که معلوم نبود چه شد چه گذشت چه خواهد شد.....

نمی گم خسته ام نمی گم بریدم .. چ.ن همه حرف های تکراری هستند .....

زندگی می گذره بی من یا با من .... همه زندگی می کنن چه با من چه بدون من ......

 ای کاش .......

نمی دونم به کی و کجا باید شکایت کنم .... 

نمی خوام شکایت کنم .. قشنگ تر خوردن غم ها و لبخند به لب اوردن هست.................

تاریخ ارسال: شنبه 11 تیر 1390 ساعت 10:18 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 0 نظر