X
تبلیغات
رایتل

روزهای آخرگذشت

سلام .خوبی ؟؟ ....خب خدا رو شکر ( همیشه از اینی که هست میتونه بدتر باشه ) ! آهان ، باید بگم که خیلی باهوش تشریف داری که فهمیدی من همون شکلات ام !! ولی نیستم ، میتونی باور کنی میتونی هم........بگذریم .از بعد از اون نظردیگه نیومدم وبت ، برخلاف چیزی که گفته بودم ! خیلی کم پیش میادحرفی بزنم و پاش واینستم !! زمونه زد برام .یه ساز جدید !!
منتها این دفعه سازش خیلی جدید و یه جورایی تند بود .نمیتونستم باهاش برقصم . اینطوری شد که افتادم تو سراشیبی . نمیخواستم جلو برم ها ، ولی خودبه خود میرفتم . میدونی که سراشیبی چطوریه ؟؟ آره دیگه ، منم مثل هزار نفر دیگه بوسه زدم به تقدیر و سرنوشت ! اجازه دادم خودش برام ببره و بدوزه ! لباسی که برام میدوخت اونقدر تنگ بود که داشتم خفه میشدم .یعنی دیگه خفه شده بودم . این یکی زخم از اون زخم هایی بود که التیام پیدا کردنش روباید توی خواب ببینم . همیشه همیشه تازه میمونه ، لامصب دست از سرم بر نمیداره . تازه به این همه عذاب هم راضی نمیشه ، هر روز بیشترو بیشتر . حالا توی این گیر و دار خواستم که................
بگذریم !! خیلی از خودم گفتم .همینه دیگه تا یه کلمه میگم بقیه اش خودش بیرون میاد . اخلاق بدیه مگه نه؟؟
پست های قبلی ات رو فقط یه نظر کوتاه نگاه کردم .همیشه میگن حرفی که از دل بیرون بیاد به دل هم میشینه . ولی خلاف این رو همین امروز دیدم .حرف هایی رو که توی کامنت  آخری گفتم همش از سر محبت و از دلم بود .نمیدونم چرا ولی همش احساس میکنم که حرف هام رو باور نداشتی .یعنی حس کردم داری همش رو انکار میکنی ، داری ردشون میکنی !!
تولد...............تولدت مبارک !
خب یه سوال دارم .بپرسم دیگه ؟؟ ها؟؟......نشنیدم ، اهان ! الان که داد زدی شنیدم !!
تو دقیقا چی میخوای ؟؟ میخوای خدا برات چیکار کنه ؟؟ که بعدش چی بشه ؟؟ دلت میخواد چه جوری باشه ؟؟ و اینکه خودت چیکار کردی برای بدست اوردنشون؟؟
از یه سوال بیشتر شد مثل اینکه ! عیب نداره ، عادت میکنی !! ( شوخی کردم )
هدیه روز تولدت که گذشته :
معنای زنده بودن من با تو بودن است
سیر ، گرسنه
رها ، اسیر
دلتنگ ، شاد
آن لحظه ای که بی تو سراید مرا مباد !
مفهوم مرگ من
در راه سرافرازی تو ، در کنار تو
مفهوم زندگی است
معنای عشق نیز
در سرنوشت من
با تو ، همیشه با تو،
برای تو زیستن است .
---------------------------------------------------------------------!!! 

مرسی از کادوی تولدت..... 

من تازه اومدم و این ها رو خوندم ... 

می دونی من از خدا هیچی نمی خوام چون همه چی بم داده .... فقط بحث اینه که داده چه نمی ذاره استفاده کنم .. نمی ذاره مزه خیی چیز ها رو بچشم ...... نمی دونی تلاش یعنی چه نمی دونی سگ دو زدن یعنی چه .... نمی دونی خودتو می کشی اخرش هیچی یعنی چه .... نمی دونی من خودم رو می کشم و همه چی رو به خودم حروم می کنم که کمی جلوتر برم یعنی چه ..... خسته شدم .... خسته همش تلاش و همش تلاش .. مگه نگفته از تو حرکت از من برکت مگه نگفته از ته دل بخواین .... خوب من همه همه اینا رو کردم اما ..... خسته ام دوست خسته عزیزم خسته ... نفس و می کشم که کشیده باشم .... بدنم سالم هست بیماری رو ندارم دمش گرم .. چرا لطفش رو بیشتر نمی کن .....!؟

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 26 مرداد 1389 ساعت 11:54 ق.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 0 نظر