X
تبلیغات
رایتل

روزهای آخرگذشت

اخرین باری که نوشتم ... نوشتم اگه اتاق بزرگ تو زندگیم نیفته  ی کاریش می کنم .. چند روز بعدش یه چیزایی رو خوندم و دیدم که دیدم کلا عوض شد ومثبت فکر کردن رو پیشه کردم .. اما یه چیز وجود داره و اون ... زندگی نامرد و روزگار نامرد تر از اونه ...... هیچ چیز درست نشد و نمی شه ... هیچ چیز .....  

از همه چیز ناراحتم .. از همه چیز شاکیم ... از همه چیز بدم می اد .. همه و همه چیز .. دیگه نمی تونم از نو بسازم .... خسته شدم هی ساختم و هی خراب ش .. هی ساختم و هی خراب شد .. هی ساختم و هی خراب شد ...... مگه من چقدر زور دارم که همه اینجور می کنن یا ملت سرم می ارن یا خودم ... با یه مشت آدم عوضی که ظاهر خوب داستن واسم دور برم هستن ... خیلی دلم می خواد برای لحظه زندگی کنم .. برای حال ... برای این زمان ... برای اینکه بتونم همه چیز رو فراموش کنم ... حرف های مفت کسی که می گفت دوسم داره و اخرش گفت من  و تو با هم نمی تونیم ..... حرف ها مفت کسی که میگفت عاشقمه و رفت با یکی دیگه دوست شد .. حرف های مفت ادم که رفاقت چندین ساله رو به یه شرایط فروخت و رفت و حرف های مفت یه ادمی که بهش اعتماد کردم و تو کار دورم زد... حرف های مفت ادمی که حرف مفت زیادمی زد.....  

اره همه حرف مفت زدن چرا من نزنم .... همه یه جوری ....  

خراب می شه وقتی می سازی و به هیچ چی نمی رسی.. خراب می شه وقتی دلت تنگه و داغون بازم سرت می اد ... خراب می شه .. وقتی دیگه جونی واسه درست کردن نداری... نه دنیا به اخر نرسید ... نه دنیا تموم نشد ... نه هیچ اتفاقی نیفتاد ... نه همه زندگی می کنن.. اما اره یکی این گوشه دیگه جون هیچیو نداره ............................

تاریخ ارسال: جمعه 24 اردیبهشت 1389 ساعت 02:30 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 0 نظر