X
تبلیغات
رایتل

روزهای آخرگذشت

وقتی اد تنهاست و دلش کمک می خواد یاد جاهایی می  افته که قبلا پناه گاهش بوده مثل خدا و امام و نماز و واسه من اینجا ... چند روزی هست که دلم بد جور گرفته همه چی داره بهم می پیچه خسته شدم  نمیدونم دارم تاوان چی می دم  من سعی می کنم کارم رو درست انجام بدم اما نمی دونم چرا نمیشه نمی دونم چرا عذاب اوره همه و همه تنهام گذاشتن ..... منظورم اونایی بود که ادعا می کردن که با من باشن ... همراه ... شاید امروز بدترین روز تا چند ماه اخیر بود دروغ نگفته باشم تا مرز سکته رفتم و اومدم

تاریخ ارسال: شنبه 21 آذر 1388 ساعت 07:57 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 1 نظر