روزهای آخرگذشت

حقی ندارم

می ام و می نویسم و می گم که چه شد ... خیلی بد گذشته خیلی خیلی بد دوباره یه باختن بزرگ دیگه ن هیچ حقی ندارم ... بعضی وقتها می گم اگه این تن سالم رو نداشتم می خواستم چه کنم ...... می ام از اتفاقات براتون می نویسم

تاریخ ارسال: یکشنبه 22 شهریور 1388 ساعت 04:25 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 0 نظر