X
تبلیغات
رایتل

روزهای آخرگذشت

باختم.....

از آخرین باری که نوشتم یک ماه می گذره .......

زندگی مزخرف من.... چرا این روزها تموم نمی شه ، خسته ام خسته .....

مگه مردن چیه...... مگه نفس کشیدن چیه ، خیلی زود تموم میشه ........

می خوم بنویسم از تمامی خودم از همه چی که اتفاق افتاد از همه چیزی که باید بنویسم از همه از دوست و کار و اشنا و خانواده و دختر و همه وهمه همه کسانی که زدن ، همه کسانی که بودن و رفتن همه کار هایی که باید انجام بشه ، همه کارهایی که می شد بشه و نشد ....همه چیز هایی که یک بازنده داره ، زندگی یک بازنده.... وقتی همه کارهایی که انجام می دی و مهر بازنده رو پیشونیت میخوره...اره من باختم من همه چیو باختم.... یک بازنده مجبوره بازی کنه، شاید هم نه مجبور نباشه ......

یک چیز جالب همیشه تو زندگی من بوده و هست ، وقتی واسه کاری فکر میکنم و برنامه ریزی می کنم .... همیشه نشده و اسن نشدن ها می شه ... باختن.....

می نویسم از همون اولش می نویسم ... شاید سبک شم....

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 22 بهمن 1387 ساعت 01:10 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 2 نظر