روزهای آخرگذشت

شده پا بشید و بگید اه بازم یه روز دیگه ؟ 

 شده دو روز پشت سر هم اینو بگید ؟ 

شده سه روز چهار روز 5 روز و روز روز و روز همه روز ها اینو بگید ؟ شده صبح اینقدر هل هولکی پا بشید که این حرف رو نزنید اما وسط روز که می رسه می گید اینا کی تموم می شن ؟ 

 

یعنی واقعا همه این لحظات کی تموم می شه ؟ 

 

بعضی وقت ها به جایی می رسی که وای میستی به جلو نگاه می کنی یه راهه که هیچی نداره بر می گردی بازم هیچی نداره همون جا هم که هستی هیچی نمی بینی ؟ اون بالا رو که نگاه می کنی من هیچی نمی بینیم اما مس دیگه شاید چیزی ببینه 

 

چند روز پیش یکی بهم زنگ زد یکی که فکر میکردم تو سرش یه چیز دیگه هست ، اما وقتی گفت تو سرش چیز دیگه ای بوده ،باورم نمیشد اصلا باور نمی کردم پس چرا تو این سال ها حرفی نزده چرا نیومده بگه هم من اشتباه فکر می کردم هم اون ، زندگی خیلی عجیبه خیلی خیلی عجیب !  تو چند روز هم بین من اون دوست حرف های جالبی بر قرار نبود شاید اونم اشتباه می کنه در مورد من..... 

فکر کنم همه چی اشتباه بود، من اشتباها بدنیا اومدم ،اشتباها بزرگ شدم ، اشتباها تو مدرسه رشته ام رو انتخاب کردم و اشتباه کردم دنبال هنر رفتم و اشتباه کردم خواستم خیلی چیز باشم خیلی چیزا یاد بگیرم و اشتباه اشتباه اشتباه کردم که اون روز از اتاقم اومدم بیرون،وقتی می شینیم نوشته های قبلم رو می خونم می گم خوب اینا رو نوشتی که چی بگی از زندگی نا امیدی از زندگی بیزاری تو جرات داری ؟ خوب پس چرا خودتو خلاص نمی کنی ؟  

 

 

این گنده ترین سوال منه چرا من خودم و راحت نمی کنم ؟  

شاید بخوام بگم نه من می جنگم  

شاید بخوام بگم نه گناه داره  

شاید بخوام بگم کسی رو تنها می ذارم  

اما نه من می ترســــــــــــــــــــــــــــــــــــــم 

آره من ترسو شدم از مردن می ترسم، و به خاطر این ترس هر روز داره بدتر می شه هر روز داره بهم بد میگذره هرروز داره خراب تر می شه هر روز هر روز پوچ پوچ پوچ تر می شه ، من برم ده حال دنیا فرقی نداره که می گه اسمون دیگه روشن نمی شه می شه روشن تر از همیشه هم می شه .می گن تو زندگی باید هدف داشت یک بیاد هدف رو مشخص کنه یکی بیاد بگه اینده چه خبره یکی بیاد بگه اره بابا از این خبرا هم هست......... 

حالم دیگه از خودم بهم می خوره.... شدم همش نوشتن و فکر کردم باید یه وقتی عمل کنم باید یه وقتی به جایی برم که باید برم 

دلم می خواد یه روز بشینم یه دل سیر بنویسم که چه می خواستم و چی شدم. چه تو زندگی مادی چه تو زندگی معنوی ......... 

  

 

                                                               پــــــســـــــر ســـــــــــیـــــــــــاه

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 26 دی 1387 ساعت 09:55 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 0 نظر