X
تبلیغات
زولا

روزهای آخرگذشت

دلم تنگیده ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه....

سلام  

دلم تنگ شده خیلی زیاد  واسه خودم واسه قدیما واسه روز هایی که خودم و بودم خودم  

الان حس می کنم خودم نیستم همش دارم می رم و می ام  واسه چی اخرش که چی 

دلم تنگ واشه اون همه سادگیم واسه اون روز هایی که می دونستم مال این جا نیستم  

می دونستم که اخرش هیچی هستو و دارم بی فایده راه می رم  

روزایی که اینقدر شجاعت داشتم که  خودم همه چیو تمومش کنم  

حس رها شدن  

الان گیر افتادم  ترسو شدم  بی جرات شدم بی بوته بی عرضه دیگه مثل قبل نیستم  

منم شدم یکی مثل همه صبح پاشم و شب بخوابم و نخوام که بدونم چی داره سرم می اد  

خودم رو تو کار غرق کردم صبح تا شب فقط می دوم تا ببینم چی می شه ....  

کسی نیست هیشکی نیست شاید یکی باشه اون خداست بنده هاش که وفا ندارن اما خدا که داره  

اما نا شکری نمی کنم .. هر یچ هست الان خوبه حداقلش اینه که وبال کسی نیستم و رو پام  

وایسادم چند تا دوست  خوب هم دور و برم هستن ٫ باید گفت خدا دمت گرم .. اما چرا می ذاری نفس بکشم از نفس کشیدنم هم خسته شدم . همه چی بسته شده هست ......  

دلم گرفته خیلی بد .....

تاریخ ارسال: شنبه 25 آبان 1387 ساعت 01:19 ق.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 2 نظر