X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

روزهای آخرگذشت

دلتنگییییییییییی

سلام

به همه

می خواستم بیام تو نت بنویسم کلی حرف داشتم اما نمی دونم چی شد مجبور شدم همه رو بخورم ٫ من گفتم روز تولدم می رم اره دلم هم می خواد برم کمی تردید البته بهش بگم ترس هست که منو از مردن می ترسونه ٫ تو این روزا به اجایی از نفرت از ادما می رسم که حد نداره اما کمی اروم می شم و می گم رسم زمونه همینه

اها ٬ تو این دو هفته کلی بلا سرم اومد از زیراب زدن منو ٫ چرت پرت گفتن پشت سر ادم گرفته تا  دانشگاه و زندگی کلی مسخره بازی دیگه ٫ اما در کل دلم می خواد برم ٫ وقتی ادم دلخوشی دلبستگی اصلا واسه چی که چی بشه ٬ وقتی زور می زنمی تلاش می کنی می خوای بقا داشته باشی اما می بینی نمی شه اونوقت چی ادم باید چیکار کنه می گه خدا دمت گرم اما خودم و می کشم مه بقیه نبینن من بازنده این بازی شدم .....

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 4 تیر 1387 ساعت 03:49 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 0 نظر