X
تبلیغات
رایتل

روزهای آخرگذشت

یک سال اندی گذشت ٫ باید نوشت اما حالا نه سر فرصت خیلی حرف هامونده ٫دلم گرفته ٫ خیلی غرق شدم ٫ تو چیزی که بهش می گن زندگی تو چیزی که صداش می کنن رزوگار ٬ روز و شب پیش می ره به این نتیجه می رسی که همه چیز پوچه همه چیز به درد نمی خوره که همه چیز یه بازیه مزخرفه ٫ چیزی به اسم جون و پول  که همه دوسش دارن ٫ نمی دونم چی بگم ٫ خیلی وقتها که بالای یه بلندی می رم می بینم که چقدر فاصله بین بودن و نبودن کمه ٫ خیلی خیلی کم یکی می میره اما یک لحظه پیش زنده بود ٫ اما روزگار پیش می ره ٫ جالبه همه چی جالبه ...

تاریخ ارسال: دوشنبه 2 مهر 1386 ساعت 01:03 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 0 نظر