X
تبلیغات
رایتل

روزهای آخرگذشت

ای کاش

برگشتم ٫ خیلی وقت بود که می خواستم بنویسم ٫ اما نمی شد ٫ داشتم یه دوری تو این چند وقته تو بلاگ می زدم ٫ نمی دونم چرا هیچوقت نبوده بیام بنویسم که برام خوب شده ٫ همه چی بد بوده ٫‌همیشه شاکی بودم ٫‌همیشه گلایه داشتم ٫ همیشه خسته بودم همیشه درمونده بودم همیشه به فکر فرار بودم همیشه همیشه همیشه .....

الان هم همینطور ٫ شاید بشه گفت ٫ دومین شکست گنده رو حالا خوردم ٫ همچیم دوباره به نابودی رفت ٫ مهم نیست عادت شده ٫ ولی خسته ام خیلی هم خسته ٫ چند بار فکر رفتن به سرم زده ٫ اما زود محو شده ٫ همه چی دارم ٫ قرص هایی رو که خریده بودم رو هنوز دارم ٫ به اندازه کافی برای یه خواب طولانی ٬ برای اینکه برم و همه چیو فراموش کنم ٫ کاش همه چیو می شد فراموش کرد ٫ کاش می شد ٫ رفت و نموند ٫ شدن که می شه فقط کمی عرضه می خواد که باید به خرج داد ٫ چرا تمومش نمی کنم ٫ به نظر خودم اگه کمی دین نداشتم تمومش می کردم ٫ چون احتیاجی به موندن نبود ٫ مثل ۱۰ ماه پیش که با همه صاف صاف بودم ٫ با خیال راحت می خواستم برم ٫ که نشد ٫ یه موقعی بود اگه توم داشت می سوخت ولی ظاهرم هنوز می خندید ٫ ولی دیگه نمی تونم ٫ نمی دونم چرا اینجوری شدم ٫ خیلی بده ٫ دلم می خواست باز ظاهر و نگه می داشتم که دور و بری هام سوختن من رو نمی دیدن ٫ باعث افت من هست ٫ من همین من نباید هیچوقت .... شیر رو دوست دارم چون وقتی داره می میره می ره جایی که هیچکی نیست ٫ تا اینکه غرورش نشکنه تا اینکه خفتش رو نشه ٫ می خوام شیر باشم ٫ همیشه شیر بودم ٫ سوختن من هم برای خودم هست ٫ کاش بشه خندید کاش............................. 

تاریخ ارسال: دوشنبه 21 اسفند 1385 ساعت 03:49 ب.ظ | نویسنده: یک پسر | چاپ مطلب 0 نظر